دو دفتر شعر جدید امیری اسفندقه



ورمشور کتاب جدید مرتضی امیری اسفندقه

مرتضی امیری اسفندقه امسال با دو کتاب تازه به نمایشگاه کتاب آمده است. 

آخرین کتاب هایی که پیش از این، از او ارائه شده بود چهار اثر پژوهشی بودند که همگی در سال 1389 حول محور آثار و احوال بیدل دهلوی شاعر بزرگ قرن 12 منتشر شدند:


1
«مکتوب شوق» (نگاهی به نامه های بیدل دهلوی)

2
«سوانح اوقات» (نگاهی به احوال و آثار بیدل دهلوی)

3
«انجمن صبح» (نگاهی به مخمسات بیدل دهلوی)

4
«نسخه‏ ی دل» (نگاهی به رسائل نثر بیدل دهلوی همراه با گزیده ای از رساله ی نکات)

این کتاب ها همگی مانند آخرین مجموعه شعر امیری اسفندقه «کوار» توسط نشر «تکا» منتشر شده بودند. کوار خود گزیده ای از دیگر مجموعه شعرهای امیری اسفندقه بود که در سال 1387 منتشر شد. حال که پنج سال از انتشار آن مجموعه می گذرد، امسال همزمان با برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب دو مجموعه شعر جدید از امیری اسفندقه توسط انتشارات «شهرستان ادب» منتشر شد:


1 «وَرَمشور» (مجموعه غزل)

2 «دهلی، ستاره بود» (یک منظومه ی نیمایی : سفرنامه هند)





شهرستان ادب در نمایشگاه کتاب : سالن عمومی راهرو 18 غرفه 6

این روزها که می گذرد...

ای ره ِعشقت ز مو باریک تر
از رگ گردن به ما نزدیک تر

در یکی قطره دو صد دریای راز
قطره دریا ساز و دریا قطره ساز

(عماد خراسانی)


دوستان خوب حقیقی ِخانه ی مجازی! سلام و سپاس.

"این روز ها که می گذرد هر روز" ... غرق ِقطره ای از دریای عماد خراسانی و به تعبیر اخوان، عماد جانم .

قطره ای از دریا مجموعه بیت های اهل بیتی ِ آن جان شفاف و شیفته است؛ این مجموعه از دست سید صدرالدین قوام شهیدی _صدرای عزیز_ پسر خاله ی ایشان به دستم رسید .  من عماد را برای اولین بار به پایمردی هم ایشان از نزدیک دیدم و بعدها در انجمن فرخ خراسان عکسی هم با این بزرگمرد به یادگار گرفتیم .  باید از خانم فاطمه نجاتی منفرد _خواهر زاده ی ایشان_ برای چاپ این اشعار سپاسگذار بود .  جای بسی دریغ بود اگر این اشعار به دست مشتاقان شعر عماد نمی رسید .

عمادالدین حسن برقعی ( عماد خراسانی )


باری برای به روز شدن باید خورشید بود.
باشد که به  محبت و مروت شما به روز شویم.
یاعلی مدد.



آن جمله ی سخت ژرف، روشن شده است

روشن شده واژه، حرف روشن شده است

کرسی بگُذار و دفتر شعر بیار

بنشین که چراغ برف روشن شده است



شاید شد و پیش از آنکه باید آمد

ها! هیچ بعید نیست، شاید آمد

از رایحه ی روح هوا پر شده است

من منتظرم برف بیاید ... آمد !!



اینگونه بخیل، بی گمان زیبا نیست

زیباست ولی نه! آنچنان زیبا نیست

دارد مه و خورشید و ستاره اما

تا برف نبارد آسمان زیبا نیست



از نو در ِآسمان نگا! باز شده ست

ها باز شده است باز، ها! باز شده ست

پرواز سپید برف را می بینی؟

انگار پر فرشته ها باز شده است




نه مثل تگرگ ،ناگهان، رگباری

نه چون باران، ریز و درشت و جاری

قربان تو ای برف که در خلوت شب

با آن همه حرف، بی صدا می باری



دی ماه 89